عسل مامان وبابا

بنام خدایی که مهربانتراز مادر است. در وجودم یه قلب دیگه میتپد

سلام دخترمامان یا پسل مامان چیزی به عید نمونده من وباباومهیار تنهاچابهاریم نفسم گلم ان شالله خوش قدم باشی زندگیمون متحول بشه مشکلاتمان کم بشه سلامتی تو داداشیت وبابایی از همه چی مهم تره عشق های من خدا منو دوست داشت دوباره طعم مادرشدنو بچشم شکرگذارشم 96/12/8ساعت یک ربع به دو نیمه شب یه روز بارونی کسل کننده ...
8 اسفند 1396

درددل

شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست...؟ چه بگویم با تو ؟ دلم از سنگ که نیست گریه در خلوت دل ، ننگ که نیست چه بگویم با تو ؟ که دوستت دارم   فقط خدا نگهدارش باش
20 اسفند 1392

صداکن مراکه صدایت رادوست دارم پسرم

به نام خود خدا امروز بیستم اسفند سال نودودو مااز شهرودیارمون سه ماهه رفتیم آسمان با ماابری شد ومه آلود غم چادرش را سالی است که بر زندگانی ما انداخته ......... اما باوجود تو شیرین پسرم مهیار دنیارادارم دردانه منی پسرم باهمه این سختی های زندگی ومشکلاتی که به ماوزندگانی ما فشارمی آورد خداراداریم وسپاسگذارش هستیم که تو راداریم واسمون دعا کنید   پسرم یه یک ماهی هست به حرف آمدی کلماتوشیرین میگی مثل: مامانی آب اوردم(خوردم)مامانی اذا بده(غذا)مامانی جیش اردم(کردم) بابایی رفته ...لالاشدم ...بیدارشدم ...وکلی شیرین کاری دیگه نفسم تازه میگه عزیزم بیا ...
20 اسفند 1392

بدون عنوان

به نام او وسلام خداوندا به خاطر این نعمت عزیز ازت سپاسگذاری میکنم   تولدت مبارک پسر من مهیار یک ماه جهار روز گذشت تو فدات شم توی یه روز برفی دنیا آمدی  من مامانی وبابا جون ودایی امیر وبابابزرگ آمدیم با تو هدیه قشنگ خونه یادش بخیر امیروز دایی میلاد رفت مشهد ودل مامان خیلی گرفت تو تاریخ دوازدهم بهمن .راستی از یک ماهگیت 4 روز گذشت نفس طلا بوس بوس این وروجک دایی امیر علی آمده واسه دنیا امدنت پیشم که شکلک در آورده       ...
18 آبان 1392

بدون عنوان

azizam bororg shodi dandon haye kocholot daramade mishini alana ham dari kam kam ghadam bar midari fadaye khande roye labat besham eshghe zendeghi maman nemidoni cheghad doustet daram elahi damadshii omidam.ba dastaye kocholot vasamon doa kon ta arezohamon ranghe vagheyat beghiore.bousssssssss
18 آبان 1392